تبليغاتX
language="javascript"> document.write(""+"<"+"/sc"+"rip"+"t>");

ابزار چت روم

فال امروز et/chat>چت روم


جک
 
جک
ج
درباره وبلاگ


salam man shima nevisande ie in veblagam. kheili bsai mikonam ta vebe khobi doros konam amma naboode vato va karaie mad rase egghaze nemide omid varam ke in moshkel hal beshe
سه شنبه 1390/09/08 :: 9:27 بعد از ظهر ::  نويسنده : شیما
بچه ها بالاخره تونستم چت رومو را بندازم امید وارم که خوشتون بیاد
جمعه 1389/12/27 :: 6:44 بعد از ظهر ::  نويسنده : شیما
سلام بچه ها خوبین؟

خیلی سعی کردم راهی برا رفتن به چت پیدا کنم کدشو گیر اوردم ولی نشد اگه شما راهشو بلدین به ایمیلم بفرستید ادرس ایمیلم :

www.tina_maleki90@yahoo.com

                                           بچه ها منتظرما

چهارشنبه 1389/12/11 :: 5:49 بعد از ظهر ::  نويسنده : شیما
چهارشنبه 1389/12/11 :: 5:47 بعد از ظهر ::  نويسنده : شیما
متولد فروردین
گلنخود شیرین، دوربین، نقره، cd بازی، بادکنک، تابلو پرتره، اسباب بازی، آلبوم عکس،  گوشی موبایل، تجهیزات ورزشی، ماشین حساب، سِتِ آینه و شانه، ثبت نام کلاس‌های چتربازی، سبدی از گل‌های ابریشمی

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 1389/12/11 :: 5:34 بعد از ظهر ::  نويسنده : شیما
بچه ها می خوام چن تا

     طالع بینی م بذارم

                       موافقین؟

چهارشنبه 1389/12/11 :: 5:28 بعد از ظهر ::  نويسنده : شیما
چیه چیزی شده؟؟

چرا ساکتی!!

دوس داری بنزین بزنی با کارت کی؟؟!!!

شنیدم بنزین شده ۷۰۰ به تازگی!!

بنزینتو تقسیم می کنی با یکی!!

دیگه که رو کارت بنزینش حساسی!!!!

روش داری عقایده خیلی شیکو وسواسی!!!

اونقده اونو می خوای که اگه لیتری ۱۰۰ بنزین بدم بهت، منو نشناسی!!!!

چهارشنبه 1389/12/04 :: 6:30 بعد از ظهر ::  نويسنده : شیما
بچه ها منتظر نظاراتتون هستم

 

                                            اگه جک باحالی داشتین برام بفرستین

چهارشنبه 1389/12/04 :: 6:7 بعد از ظهر ::  نويسنده : شیما
دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!

-2 به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!


-3 �غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!


-4 اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !


-5 بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !


-6 غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!


-7 به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!


-8 باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!


-9 آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!


-10 از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!


-



ادامه مطلب ...
.: Weblog Themes By Pichak :.